|
|
![]() |
|
|
|
|
|
پيدايش موسيقى
|
|
17-11-2011, 02:10 PM
ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
پيدايش موسيقى
انسان در ميان اصوات و نواهاى طبيعت به دنيا آمده است و مبانى موسيقى را از طبعيت آموخته. در مسير تمدن خويش، انسان به اصوات تازهاى پى برد و بهتدريج متوجه شد كه صداهاى منظم مىتوانند بر فعاليت او تأثير مثبت داشته باشند. در واقع هنر با درك زيبايى از طبيعت و با تقليد آهنگهاى طبيعى و انعكاس اين آثار بهوجود آمده است. انسان براى پرستش خدايان و غلبه بر ترس، آوازهايى مىخواند كه بهتدريج بهشكل سرودهاى مذهبى و دستهجمعى براى عبادت درآمد. رقص و شعر و موسيقى با بشر بوجود آمد و انسان را از بدو حضور در اين جهان داراى احساسات و عواطف بود و حالاتى نظير بيم و غم و شادى و نفرت و ساير كيفيات درونى را تجربه مىكرد. اين عواطف و احساسات كه هميشه با بشر همراه بودهاند، مىبايست بهگونهاى جلوهگر شوند؛ بنابراين بهوسيلهٔ صدا، حركات و كلمات آشكار شدند كه نمودار آن آواز و رقص و شعر بوده است. از وقتى كه بشر توانست حالات درونى خود را بهوسيله صدا نمايش دهد و با كمك صداهاى منظم طبيعت وزن را بهدست آورد، موسيقى بوجود آمد. جهان پر از اصوات مختلف است و بر پايه توازن و نظم استوار شده است. هر ملتى داستان پيدايش موسيقى را بهنحو خاصى و ضمن افسانهها و داستانها بيان كرده است و اين داستانها سينه به سينه نقل شدهاند و به نسلهاى بعدى رسيدهاند. انسانهاى اوليه موسيقى را عطيهٔ خدايان مىدانستند؛ مثلاً در ژاپن روزى الههٔ خورشيد قهر كرد (خورشيدگرفتگي) و مردم هرچه فكر كردند جز اين چيزى بهخاطرشان نرسيد كه با آواز خواندن او را بيرون آورند. اين رسم امروزه نيز در ژاپن بههنگام كسوف انجام مىشود. يونانىها نيز 'هرمس' خداى بازرگانان را به خاطر بخشيدن موسيقى ستايش مىكردند. هرس ضمن گردش در ساحل مديترانه، رشتهٔ دورهاى را كه برادرش آپولون به سرقت برده بود، بر روى كاسهٔ لاكپشتى استوار كرد و اولين ساز يعنى 'لير' بهوجود آمد. در عرب نخستين آواز را به جبل فرزند قين (قابيل) نسبت مىدهند كه در مرگ هابيل خوانده است. يا عبدالقادر مراغى مىگويد: 'چون به امر خالق جيحون، روح در بدن آدم (ع) درآمد نبض او در حركت آمد و صورت خود لازمهٔ انسان است.' از مجموع اين داستانها به اين نتيجه مىرسيم كه موسيقى همزاد بشر است و وطن خاكى ندارد. به همين ترتيب همه ملل و اقوام قديم، تاريخ پيدايش موسيقى را با افسانه و قصد درهم آميختهاند. از آنجا كه هر چيز موزون موردپسند طبع بشر بوده است و آواز و رقص و شعر نيز موزون هستند، از همان دوران قديم به شكل آداب و رسوم زندگى ملل مختلف قرار گرفته است. ابتدا اين آداب و رسوم شكل جادويى داشت؛ سپس با تشريفات مذهبى همراه شد و بهتدريج از آن جدا گرديدند و استقلال يافتند و با تأثير عوامل طبيعي، جغرافيايي، مذهب، زبان، شيوهٔ زندگي، عادات و ... با يكديگر اختلاف پيدا كردند. كارل اشتومف استاد فلسفه دانشگاه برلين تاريخ شروع موسيقى را از زمانى مىداند كه مردم براى ارتباط با هم متوسل به اصوات شدند. با وسعت دايرهٔ تمدن، رقص و شعر و آواز نيز دستخوش تغيير و تحول شد و تحت شرايط و قوانين درآمد و بهتدريج از سادگى و روحانيت آن كاسته شد. آنها از يكديگر تفكيك شدند و تابع قوانين و شرايط شده و هر يك تبديل به رشته و فنى جداگانه گشتند. از نظر علمي، يونان پايه و اساس موسيقى غربى و ايران اساس موسيقى شرقى را بنا نهاد. بهرحال هنوز تاريخ دقيق پيدايش موسيقى بهطور يقين و قطعى معلوم نيست. با تمام فرضيات و تئورىهاى موجود در اين مورد، دقيقاً مشخص نيست كه كداميك داراى قطعيت مىباشند. |
|||
|
17-11-2011, 02:17 PM
ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
RE: پيدايش موسيقى
اما طبق مطالعاتی که شحصه داشته ام و به عقیده شخصی میتوان گفت که بوجود آمدن سازها چگونه بوده اند که در این مورد نظرات و تحقسقات خود را در همین انجمن خواهم نوشت
|
|||
|
|
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان







